10/12/2014
(12)آقای رئیس جمهور، مسکن بی مهری
October 24, 2013 at 4:16pm
روزنامه آسیا – 24 شهریور 92
1 ) می گویند بیش از پنجاه درصد منابع مالی و ثروت جهان در رابطه با صنعت ساختمان تولید می شود. همینطور گفته شده بیش از یکصد و هفتاد نوع شغل در ایران مستقیم در رابطه با ساختمان هستند. این که بگوییم چند نوع دیگر ازمشاغل در ایران غیر مستقیم به ساختمان وابسته است به نظر غلط میآید. شاید بهترباشد سئوال کنیم اصولا چه مشاغلی به ساختمان ربط ندارند؟ و به همین دلیل میبینیم که رونق معاملات مسکن که عامل اصلی رونق ساخت آن است تا چه حد دررشد یا رکود اقتصادی و ایجاد اشتغال تاثیر گذار است.
2 ) از طرف دیگرداشتن یا نداشتن مسکن یکی از اصلی ترین مشکلات زندگی هر کسی است . چه بسا ازدواجهایی که به دلیل مشکلات مربوط به مسکن هرگز اتفاق نمی افتد یا از هم می پاشد. به دلایل بالا و بسیاری دلایل دیگر مسکن هم زمان کالایی مصرفی، سرمایه ای، واسطه ای، جانشین، استراتژیک، سیاسی، امنیتی، ملی و ... است . هیچ صنعت یا گروه کالایی دیگری این چنین موقعیتی ندارند و در آینده قابل تصور نیز نخواهند داشت.
3 ) از این نگاه متوجه می شویم سیاستهای مربوط به مسکن تا چه حد میتواند بر سرنوشت هر ملت و دولتی تاثیر گذار باشد. به همین دلیل سیاست گذاری هایی که نگاه "کل نگر"ندارند، در مسکن بیشتر خطرناک هستند. هر حرکت سلیقه ای یا هر اشتباهی میتواند موجب نابودی آرزو ها، گذشته و آینده انسانهای بسیاری شود . خساراتی غیر قابل جبران که تبعاتی مالی ، جانی و حتی امنیتی به دنبال دارد ایجاد می شود . با این نگاه میتوان متوجه شد که طرح هایی مثل مسکن مهر با توجه به حجم و گستردگی آن تا چه حد تاثیر گذاراست. امروز با حجم بزرگی از مشکلات که این طرح برای جامعه و کشور ایجاد کرده روبروهستیم. در روزهای اخیر مسئولین اعلام کردند که پنجاه درصد تورم سال های اخیر به دلیل اجرای این طرح می باشد. و باز اعلام شده که دولت قبلی برای اجرای این طرح بیست و شش هزار میلیارد تومان اسکناس بی پشتوانه چاپ کرده است و بخش بزرگی ازاعتبارات بهداشتی رابه مسکن مهر اختصاص داده. مسکن مهر هم بزرگترین چرخه اقتصادی کشور را مختل کرد هم حجم پول را به شدت بالا برد. اولی مستقیما اشتغال را تخریب کرد و دومی مستقیما تورم زا بود. اگر به منابعی که به هدر رفته، پس اندازهای کوچک طبقات کم درآمد که برباد شده، تولیدکنندگان با تجربه ای که از بازار خارج شده اندو ... هم نگاه کنیم باز بیشتر بزرگی مشکل را می بینیم.
4 ) تاریخ نشان داده که هر حوزه اقتصادی که دولت به آن وارد شده، زیان ده شده اند. جامع ترین مدل اقتصاد دولتی شوروی سابق بود. شما از پایداری و رشد اقتصادی و از وضع زندگی مردم در آن دوران خبر دارید. مبارزه با ثروت اندوزی بیشتر به تقسیم فقر انجامید نه به بالا رفتن سطح زندگی مردم. مدیر و کارمنددولتی هرگز نمیتواند مثل یک کارآفرین خصوصی فکر کند. همانطور که یک پدر یا یک مادرهرگز نمیتوانند مانند یا به جای دیگری فکر کنند. هر گونه دخالت در ماهیت دیگری زیانبار است. اگر مسئول دولتی بخواهد به جای کارآفرین خصوصی (واقعی) فکر یاعمل کند نتیجه انحراف از واقعیت ها است. دراقتصاد دولتی انحصار، رانت و ... خلق می شود. اقتصاد دولتی رونق را از اقتصاد می گیرد.اقتصاد دولتی منابع را تلف می کند و فرصت ها را میسوزاند. نابودی یا فرار سرمایه را گسترش میدهد. اقتصاد دولتی بی کیفیت است. اقتصاد دولتی بیکاری گسترده را باایجاد مشاغل قلابی و بی بازده می پوشانند. راندمان اقتصادی را دستخوش آمارهای غیرواقعی می کنند. اقتصاد دولتی به خودش و به مردم دروغ می گوید. اقتصاد دولتی طبیعت خود را دارد و اگر انتظارنتایج دیگری از آن داشته باشید، اشتباه است. برای رونق اقتصادی که به ایجاد اشتغال واقعی منتهی می شود باید به سرعت و به شدت اقتصاد را از دست بخش دولتی و شبهه دولتی نجات دهید. اقتصاد را باید فقط در اختیار بخش خصوصی واقعی قرار دهید.
5 ) هفتاد هزارهکتار بافت فرسوده در ایران داریم که نیمی از آن در استان تهران است. سرمایه کشوررا در حاشیه شهرهای بزرگ که سند، برق و آب ، راه و ... نداشت ریخته شده. به جای آنکه به بافت فرسوده بودجه و حمایت واقعی داده شود. بافت فرسوده ای که دارای بسیاری امکانات اولیه مثل سند( برای بانک ها) و آب و برق بود. بافت فرسوده ای که مهمترین پیش نیاز را داشت، مصرف کننده واقعی. بافت فرسوده ای که در نزدیکی مراکزاشتغال بود و بر خلاف مسکن مهر نیاز به حمل و نقل را بالا نمی برد. بافت فرسوده ایکه پایه های فرهنگ شهری و روابط اجتماعی در آن وجود داشت. مثلا کسی که در خیابان خیام زندگی و در بازار کار می کرد، به شهر جدید اندیشه نقل مکان کرد. بعد ناگهان قیمت سوخت که افزایش یافت هزینه رفت و آمدش چند برابر شد. پس کرایه بیشتر برای سکونت درتهران توجیه پیدا کرد. کسی قبلا به رابطه قیمت سوخت، هزینه نقلیه، و کرایه خانه فکر نکرده بود؟
6 ) آقای رئیس جمهور، از مشکلات اجتماعی و فرهنگی بسیاری از پروژه های مسکن مهر اطلاع دارید؟ ازمطالبات بانکی این پروژه ها که هرگز قابل وصول نیست خبر دارید؟ از سالها تولیدمواد و مصالحی که در این پروژه ها به هدر رفته اند خبر دارید؟ از سازندگان بزرگی که در این پروژه ها نابود شدند می دانید؟ از ساختمانهای بدون پی ریزی درست و ازپریزهای برق بدون سیم کشی شنیده اید؟ وقتی که ساخت ساده ترین ساختمان در شهری باامکانات اولیه متری چهارصد هزار تومان هزینه داشت، مسکن مهر را با متری دویست وچهل هزار تومان به پیمانکار داده اند. در محیطی بدون آب و برق. بدور از امکانات.تازه گفته می شد که از کیفیت یا استانداردهای اولیه کم نمی کنند. من از روز اول باور نمی کردم. شما باور می کردید؟
آقای رئیس جمهور، اقتصاد دولتی همواره حقیقت را جعل می کند. لازم نیست کسی مقصر باشد، این ذات اقتصاد دولتی و شبهه دولتی است. و مسکن مهمترین بخش اقتصاد است. مسکن و زیر شاخه هایش را از اقتصاد دولتی نجات دهید. اقتصادهای دولت محور موفق نبودند. اقتصاد های دولتی همواره فرصت ها راسوزانده اند و زندگیهای بی شماری را بر باد داده اند. نمونه فراوان آن را در همسایگان شمالی کشور دیده ایم. ایران را از مسکن مهر نجات دهید. مردم را از رقابت ناسالم اقتصاد دولتی نجات دهید. آقای رئیس جمهور، هر گونه ساخت و ساز را برای دولت و شبهه دولتی ها ممنوع کنید. آقای رئیس جمهور، مسکن مهر را تعطیل کنید. فوراً .
پیمان رحیمی نژاد